بحث تقویت رابطه سیاسی با مصر ، از موارد مهمی است که نه این روزها و سالها ، که از ابتدای انقلاب اسلامی در ایران مطرح بوده و هست و همواره موافقان و مخالفانی از طیفها و دیدگاههای گوناگون داشته است .
نکته مهم در این زمینه ، دستور هوشیارانه و راهبردی و مهم امام خمینی به دولت مهندس بازرگان برای قطع فوری روابط سیاسی با حکومت انور سادات در پی امضای موافقتنامه صلح در کمپ دیوید بود که بعدها همین دستور هوشمندانه و بموقع امام ، ملاکی برای اتخاذ تصمیمهای صاحبنظران سیاسی و استراتژیک شد .
بسیاری از کسانی که هم اکنون نیز به هیچ وجه ، رابطه سیاسی کامل تهران و قاهره را بر نمی تابند ، حداقل در ظاهر به نظر آنموقع امام استناد می کنند و معتقدند بر اساس همان نظر ، امکان برقراری مجدد رابطه با مصر ممکن نیست و اگر هم ممکن باشد ، درست نیست .
در پاسخ به این عده باید یاد آور شد که تصمیم گیریهای سیاسی ، در اکثر اوقات تابعی از شرایط ملی و بین المللی است و سیاستمدار هوشمند کسی است که منافع ملی ( و برای کشورهایی چون ما : منافع جهان اسلام ) را بر تصمیم گیریهای مقطعی ترجیح بدهد .
فراموش نکرده ایم که امام خمینی در زمان حیات مبارکشان ، در زمینه های فراوانی از دیدگاه سیاسی قبلی خود - برای اعتلای اسلام و ایران اسلامی - عدول کردند . نمونه هایی چون پذیرش قطعنامه ۵٩٨ سازمان ملل متحد ، برقراری مجدد رابطه سیاسی با عربستان سعودی سه سال پس از حج خونین و اعزام مجدد زائران ایرانی به کنگره عظیم حج ( در شرایطی که امام فرموده بودند : ما اگر از صدام بگذریم از سران حجاز نخواهیم گذشت ) و ... از این دست هستند .
نکته دیگر اینکه دستور قطع رابطه با مصر را امام امت در زمانی صادر فرمودند که انور سادات به عنوان نخستین کشور عربی و اسلامی خط مقدم ، دست به این سازش خفت بار و تاریخی زده بود و بیم آن می رفت که این سازش به دیگر کشورهای عربی و اسلامی که اکثرا تحت سیطره پنهان انگلیس و آمریکا بودند و هستند سرایت کند و موجی از سازش به راه بیفتد که به دنبال آن رژیم اشغالگر صهیونیستی به تثبیت حاکمیت نامشروع خویش بپردازد . این اقدام امام باعث شد که این راه ، سد شود و دیگر کشورهای عربی و اسلامی تا مدتها از این اقدام خودداری کنند .
اما شرایط امروز با آن زمان کاملا متفاوت است . اکثر کشورهای عربی ، آشکارا و پنهان روابط کامل سیاسی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی برقرار کرده اند تا حدی که در یک و نیم سال اخیر دیدیم که کشوری چون عربستان سعودی حاضر شد ننگ همکاری و قول همکاری با اسرائیل را علیه جنبش مردمی حزب الله لبنان به جان بخرد یا اعلام کند که از حمله اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت می کند و ... می بینیم که سران رژیم صهیونیستی در کشورهای حاشیه خلیج فارس نمایشگاههای تجاری و بازرگانی برقرار می کنند و ... این شرایط ، قطعا مشابه شرایط اوایل دهه هشتاد میلادی نیست .
در این حال ، باید به این هم فکر کنیم که در این سالها بخصوص در سالهای اخیر که موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی بخصوص مصر ، لحظه به لحظه افزایش یافته و بر اساس نظر سنجیهای گسترده توسط سازمانهای معتبر غربی و عربی ، محبوبترین چهره های سیاسی در میان مردم این کشورها "سید حسن نصرالله" و دکتر " محمود احمدی نژاد" هستند ، ما یک رابطه مستقیم با مردم مصر را از دست داده ایم و قطعا در خسارتهای آن هم مقصر هستیم .
مردم مصر از جمله مردمانی هستند که پس از کشورهای عراق و لبنان بیشترین بستگی ذهنی و عقیدتی را با مردم مسلمان کشورمان و اندیشه های وحدت بخش از زمان طنطاوی و اسد آبادی و آیت الله بروجردی و ... تا کنون دارند و برقراری رابطه مستقیم تر و بیشتر با آنان که تا حد بسیار زیادی به ایجاد رابطه سیاسی کامل با دولت مصر بستگی دارد ، در این وحدت و همدلی و همکاری و بیداری کمک مضاعفی می کند.
نمونه های زیادی وجود دارد که می تواند در این تحلیل کمک کند . از جمله مخالفتهایی که از سوی برخی طیفهای سیاسی پس از اعلام آمادگی کامل دکتر احمدی نژاد برای برقراری فوری روابط با مصر ، هم در ایران و هم در مصر صورت گرفت و از این ارتباط وحشت زده شدند . البته جزئیات این رابطه ، قطعا قابل و شایسته بررسی بیشتر و دقیقتر است اما زیر سوال بردن اصل آن به بهانه دستور مهم و تاریخی امام در ٣٠ سال پیش ، جای اما و اگر زیاد دارد .
به یاد بیاوریم که هم در زمان امام و هم در زمان رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای ، تاکید بر قطع رابطه ابدی تنها با رژیم صهیونیستی شده است و بس و احتمال رابطه با هر کشور دیگری با توجه به احترام و حفظ حقوق متقابل ، نفی نشده است بلکه تاکید هم شده است .
مواردی چون حذف نام خیابان مجاهد شهید خالد اسلامبولی در ایران و محمد رضا پهلوی در مصر و ساخته شدن فیلمی که این روزها جنجال بر انگیز شده است با حفظ حقوق مستقل هر دو کشور قابل بررسی و دفاع است و راهی برای معامله و مذاکره سیاسی نیز هست .
خوشحال می شوم دوستان با گرایشهای متفاوت در باره این روزنوشت نظرات خودشان را بنویسند و اگر دلیل و استناد و تحلیل بیشتری هم دارند آن را در وبلاگهای خودشان به طور کامل بیاورند و پیوند آن را در بخش نظرات بیاورند .




